سوراخ سیاه کوچولو
در هر زبونی غیر از کلمه ها، ساختار یا ساختارهایی هم برای تاکید وجود داره. که بعضیا حتی از روی شوخی ساخته شده ن یا به شوخی کمی عوض می شن تا مصاحب ضمن گرفتن عرایض یا اوامر گوینده، خاطرش هم کش بیاد و منبسط بشه. از جمله در زبان عربی گفته می شه که فلان کار نمی شه مگه این که شتر از سوراخ سوزن رد بشه. (یعنی اگه اتفاق دوم بیافته، اولی هم می افته) که در کل یعنی هرگز اتفاق اول نمی افته.
اما ظاهرا به زودی قراره همه گی دست جمعی با بار و بی بار سر از یه سوراخ سیاه کوچولو در بیاریم. چون یه عده از هژده سال پیش تو ژنو مشغول درست کردن یه شیلنگ گنده بوده ن که چن روز دیگه یه سیاه چاله فینگیلی می زاد.
این شیلنگ دایره ای گنده که توی یه تونل مثل تونلای متروس و بیست و هفت کیلومتر طول داره در ژنو بین فرانسه و سوییس در صد متری زیر زمین ساخته شده. دانشمندای زیادی از کل دنیا (یه نفر هم از ایران) در ساختنش یا کارایی که باش می کنند دست دارن. اسم این جای بزرگ سِرنه. (CERN) سرن جاییه که تیم برنرز لی دانشمند انگلیسی اینترنت رو در سال هزار و نهصد و نود توش اختراع کرد. خیلی چیزای دیگه هم که از زمان تولد سرن هر روز داریم استفاده می کنیم، یا تو سرن ساخته شده ن یا اول به خاطر اون ساخته شده بودن. اسم اون شیلنگ هم «ذره به هم کوبان بزرگ» ئه. به انگلیسی Large Hadorn Collider یا ال اچ سی LHC.
- حالا اصلا چرا این شیلنگ و ساخته ن؟
- اسمش روشه. برای این که باش ذره به هم بکوبونن.
- که چی بشه؟
- دانشمندا بعضی وقتا طبق محاسبه از قبل می دونن که قراره چی بشه. و فقط می خوان ثابت بشه که حساب کتابشون درست بوده. اما بعضی وقتا هم عین ما نمی دونن که اگه بشه چی می شه. مثل این دفعه که نمی دونن و عین ما می خوان یاد بگیرن.
شبیه این گفت و گو این روزا در هر جایی از دنیا که مردم نگران قیمت تخم مرغ و نون و پنیر روزانه شون نیستن، تکرار می شه و هر کسی هم از دید خودش به اون سوراخ نگاه می کنه.
در آزمایش این دفعه قراره دو دسته پروتون که با سرعتی نزدیک به سرعت نور و در خلاف جهت هم حرکت می کنن به هم کوبونده بشن. دانشمندایی که این کار رو می کنن تا اینجا رو می دونن که بعد از کوبیده شدن ذره ها به هم، ذره یا ذرات اولیه کائنات (یعنی هر چی که هست) درست می شن و دقیقاً می خوان بدونن این ذره چیه و چه جوریه. برای همین از همین الان اسمش رو گذاشته ن ذره الهی. چون طبق نظریه انفجار بزرگ این اولین چیزی بوده که بعد از انفجار درست شده. ضمنا طبق حساب کتاباشون یه سیاه چاله فینگیلی هم درست می شه. حالا ممکنه دانشمندا ندونن که چه چیزای دیگه ای هم درست می شه. اما طبق محاسبه های همون دانشمندا تکلیف سیاه چاله معلومه. ماده خیلی متراکمیه و جاذبه ش اونقد زیاده که حتی نور رو هم توش می کشه و به خاطر همین ولعش به بلعیدن هر چیزی که در اطرافشه، به نظر ما سیاه می رسه. حالا اگه اندازه ش خیلی هم فینگیلی باشه، اونقد می بلعه که بزرگ بشه و در نهایت همه کره زمین رو بکشه تو شیکمش.
اما چرا مردم این همه سوراخو ول کرده ن همه به این سوراخ نگاه می کنن؟
همون طور که گفتم هر کی از دید خودش به این سوراخ نگاه می کنه. یه عده هستن که رفته ن سراغ رباعیات نوستر آداموس و این رو یافته ن که:
All should leave Geneva.
Saturn turns from gold to iron,
The contrary positive ray (RAYPOZ) will exterminate everything,
There will be signs in the sky before this.
یعنی:
همه باید ژنو را ترک کنند.
سیاره کیوان (زحل) از طلا بودن (پشیمان گشته) و به آهن برمی گردد.
پرتوهای مثبت مخالف همه چیز را نابود خواهند کرد،
پیش از این نشانه هایی در آسمان دیده خواهد شد.
حالا بماند که من سال ها پیش تو یکی از کتابا درباره پیشگوییای نوستر آداموس تا سال سه هزار و خورده ای هم خونده بودم که اگه این یکی درست باشه، معلوم نیست چرا پیشگوییاشو تا اونجا ادامه داده.
یه عده از دید اخلاق علمی به سوراخ نگاه می کنن. که آیا یه عده حق دارن آزمایش به این حساسی رو روی همه آدما و هستی انجام بدن یا نه؟ جواب: فعلا که زورشون می رسه.
یه عده می گن این دست بردن تو کار خداست. در حالی که آزمایش کننده ها می گن اتفاقا می خوایم ببنیم خدایی هست یا نه و اگه هست چرا این طوری ساخته؟ نمی شد یه جور دیگه بسازه؟ حالا شاید ما سقفشو شکافتیم یه جور دیگه شو ساختیم...
اهمیت مجرد این آزمایش (یعنی سوای سرنوشت بنی بشر و کره زمین) می تونه به اندازه جواب به همه سوالای بشر در طول زمان باشه. یعنی اگه بعد از آزمایش آدمی بمونه یه قدم به جایی که ازش اومده و یه قدم به جایی که می فهمه اومدنش بهر اون بوده نزدیک تر می شه. اما اگه آدمی نمونه، معلوم می شه که آمدنش بهر چه بود. بهر یه سوراخ ناقابل. بی چاره خیام اگه می دونست، احتمالا چند تا جام غنیمتی بیشتر می زد.
همین طور به این سوال اخلاق سیاسی جواب می ده که آیا اگه در طول زندگی بشر همه سوراخا به طور مساوی بین مردم تقسیم شده بود، اصلا یه عده به این فکر می افتادن که یه سوراخ به این کوچولویی اون هم سیاه درست کنن و کار به اینجا بکشه که همه به طور مساوی بریم توش؟
مردم اروپا به این سوراخ نزدیک ترن. برای همین خیلیا رو هول و ولا برداشته و داد و بی داد و التماس و تکفیر می کنن. رسانه های اروپایی هم برنامه های زیادی رو به زبونای مختلف برای اطلاع رسانی در این مورد ساخته ن که تو یوتیوب می شه تماشاشون کرد. البته نه فقط به دلیل خیرخواهی در اطلاع رسانی. بلکه برای این که مردم اروپا باسوادتر و در نتیجه مطلع ترن، سطح نیاز به پرسیدن بالاتری نسبت به همشهریای ایرونی ما از چیزایی که در اطرافشون می گذره دارن. و خوب دولتا و رسانه هام چاره ای غیر از دادن یه جوابایی ندارن. بگذریم. دارم خلاف جاذبه سوراخ می رم.
یکی از شبکه های تلویزیونی که برنامه هایی در این مورد درست کرده در این باره با چند تا از صاحب نظرا صحبت کرده و ضمن طرح سوالای جدی با لحن شوخی، سوالای شوخی هم (شاید برای حفظ روحیه) طرح کرده که یکیش اینه: شما چی دوست دارین با خودتون به یه برهوت سیاه ببرین؟ یکی می گه مشروب. اون یکی بین مشروب و کتاب مردده که آخر سر کتابو انتخاب می کنه و الخ (نکته این جوابا اینه که هیچ کی نمی گه دوست دخترم رو با خودم می برم. ظاهراً برای مجنون شدن ندونستن فیزیک الزامیه) معلومه که جوابا هم شوخی ان.
اما ببینیم اگه واقعا یه سیاه چاله کوچولو رو کره زمین درست بشه و بخواد بی جنبه بازی در بیاره و مثل سیاه چاله های بزرگسال و معلوم الحال رفتار کنه چه اتفاقی می افته.
من در اینجا نمی خوام و نمی تونم حساب کتاب رو کنم. فقط با این پیش فرض که بزرگ شدن این سوراخ در نتیجه بلعیدن اطرافش یه مدت زمان می بره سعی می کنم تصویری از چیزی که اتفاق می افته بکشم.
اونایی که نزدیکن احتمالا حس هم نمی کنن که دارن به یه جایی برده می شن. چون مواد داخل مغزشون با چنان سرعتی تبدیل به ذرات تشکیل دهنده ش می شه و با هسته سوراخ برخورد می کنه که بخشی از آزمایش می شن. ضمن این که زمین زیر پاشون هم با خودشون بلعیده می شه.
چون سوراخ سیاه همراه با غذاش مقدار زیادی هوا به اندازه جو زمین می بلعه طوفان شدیدی رو به مرکز سوراخ می وزه (در ایران از شرق به غرب) و اگه کسی با جاذبه مشکل نداشته باشه اول دچار تنگی نفس می شه و بعد پقی می ترکه. چون جوی وجود نداره که فشار داخلی بدن رو خنثی بکنه. عین تو فضا. البته چون همه این اتفاقا در مقیاس کوچیک داخل انداما از جمله مغز می افتن، دیگه کار به اونجا نمی کشه که کسی حس کنه مثلا پرتوهای کیهانی چه مزه ای ان. ضمن این که همزمان با رقیق شدن جو، رنگ آسمون هم رو به سیاهی می ره. عین تو فضا. اما سیاهی ای که "دیده نمی شه" از این تغییر رنگ نیست. چون دیگه این صحنه ای نیست که با دوربین فضانوردا گرفته شده باشه. بلکه پرتو فرا بنفش چشما رو کور می کنه. زمین زیر پای همه به رقص در می آد تا تلافی همه رقصا و ترک تازیایی که روش شده رو در بیاره. کوه ها و آبا و همه چیز پا می شن و با ما راه می افتن تا ببینن تو اون سوراخ چه خبره. نکنه سرشون بی کلاه بمونه. همه وسایل، حیوانات، گیاهان، گوزن و شکارچی و همه چی می رن تو سوراخ. خلاصه جومانجی ای می شه جومانجی شدنی. این چیزیه که شاید یواش یواش رو زمین اتفاق بیافته. ولی در همین حین ماهی که این همه حساب کتاب عبادات مردم و نگه داشته و زهره که اون همه برا مردم ساز زده هوس می کنن بیان ببینن چه خبره. خورشید هم همین طور. طوری که اگه کسی تا حالا مقاومت کرده و نرفته تو سوراخ، با کله می پره توش. از این به بعد هم خیلی اتفاقا می افته اما فکر کنم دیگه برای کسی مهم نباشه!
آممما اگه هیچ کدوم از اینایی که گفتیم نشه، کلاغه همچنان تو راه می مونه و به خونه ش نمی رسه. تا این که من یه نوبل ادبی مشروط بگیرم. و شرطش هم اینه که مؤدب تر بشم.
اگه می تونین یوتیوب ببینین کافیه کلمه cern رو جستجو کنین تا از همین الان برین تو سوراخ خیال خودتون و ما رو راحت کنین.
این رو هم بگم که حتی اگه همه مون تو اون سوراخ فینگیلی جا بشیم، شاید باز بشه به زبون عربی از مثال رد شدن شتر از سوراخ سوزن استفاده کرد. چون زبون قراردادیه و خیلی وقتا کار به وقایع نداره. مثلا کلمه اتم رو بیشتر از دو هزار و پونصد سال پیش یونانیا اختراع کردن که معنیش ذره ایه که نمی شه شکستش. اما همه ما حالا می دونیم که حدود شصت سال پیش نه تنها شکستنش بلکه رو سر مردم هیروشیما و ناگازاکی هم امتحانش کردن که جواب داد. الان دیگه حتی تو ایران هم دخترای شونزده ساله تو آشپزخونه ها با قندشکن کار زنجان می شکننش. اما اسمشو دیگه عوض نمی کنن.
هر جا که هستین یا می رین
مهر باد!