روز هشتم
مثل یه چینی خوب از تعطیلات هفت روزه هفته طلایی اول اکتبر به بعد (به مناسبت روز ملی چین) استفاده کردم و شیش روز به همراه دوست و همسایه م که محلیه و به دو زبان مغولی و چینی (به قول خودش زبان هان مسلطه) رفته بودم مغولستان داخلی چین. در چند شهرش و معابد و مراتعش که تو این فصل نه سبز که رو به زردی ان، مشغول سیر و سلوک بودم. چند روز پیش از اون هم اینترنتم قطع شده بود که فکر کردم به خاطر تموم شدن حسابمه اما امروز بعد از این همه مدت فهمیدم که اشکال فنی بوده. برای همین ارتباطم با دوستان قطع شده بود. به معنای واقعی. چون در مغولستان داخلی جاهایی رفتم که حتا برق نداشت چه برسه به اینترنت. تا حدی که جواب اس ام اس ها رو نمی دادم تا باتری برای عکس گرفتن داشته باشم.
قصد ندارم گزارش این سفر رو اینجا بنویسم. با مشتریای قلیلی که این مطالب داره عرض خود بردنه. ضمنا انقدر خوش گذشت که نمی گم. شما هم نگو. فقط دلم لک زده بود برای بغل کردن کی بورد و نوشتن
دوستتون دارم بدخیم
مهر باد
قصد ندارم گزارش این سفر رو اینجا بنویسم. با مشتریای قلیلی که این مطالب داره عرض خود بردنه. ضمنا انقدر خوش گذشت که نمی گم. شما هم نگو. فقط دلم لک زده بود برای بغل کردن کی بورد و نوشتن
دوستتون دارم بدخیم
مهر باد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱:۵۴ ق.ظ توسط مجتبی پویا
|