تبليغاتX
ماللصین - سرآمد غصه

ماللصین

زندگی من در چین و وسیله ی ارتباط با خانواده و دوستان

از هفته گذشته در حال انجام کاری هستم که خیرش عالم هستی را در خواهد نوردید! فکر کردن و آماده کردن مقدماتش با در نظر گرفتن گرفتاری کاری، وسواس و خیلی خوب، تنبلی ام هم ماه ها طول کشیده است.

الآن این موسیقی را گوش می دهم که به هیچ کجای عالم هستی ربطی ندارد و صرفا یادآورِ روزهایی از روزگار نوجوانی ام است:

 من خراب دل خویشم، نه خراب کس دیگر

این منم، این که گشوده ست به من تیغه خنجر

دشمنم نیست، منم، این که تبر می زند از خشم

تا که از ریشه بیافتم به یکی ضربه دیگر

این همان لحظه تلخ است که به صحرا بزند عقل

عشق چون جغد، کشد پر روی ویرانه باور

من خراب دل خویشم، نه خراب کس دیگر

این منم، این که گشوده ست به من تیغه خنجر

 

نا جوانمردترین همسفری ای من عاشق

هیچ راه سفری را نرساندی ام به آخر

هر مصیبت که شد آغاز، تو مرا بردی از آن راه

تو به هر در زدی انگشت و گذشتم من از آن در

من خراب دل خویشم، نه خراب کس دیگر

این منم، این که گشوده ست به من تیغه خنجر

 

تو تن خویش به هر زخم سپردی و گذشتی

خون من شعر شد و شعر چکید از دل دفتر

تو تن آلوده هر درد، چه بی درد رهایی

منِ بی درد به درد تو فتادم به بستر

آه ای دشمن من، خسته از این جنگ و گریزم

گیج شدم، خسته شدم، از من ویران شده بگذر

 

من خراب دل خویشم، نه خراب کس دیگر

این منم، این که گشوده ست به من تیغه خنجر

 

خواننده: ستار

 

مهر باد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط مجتبی پویا  |