چهل و چند روز بعد از آغاز سال نوی میلادی، امسال 17 فوریه اولین روز سال خوک، سال نوی چینی و آغاز عید بهار به تقویم باستانی چینی بود. الان به این تقویم، تقویم کشاورزی می گن. قمریه و چون تقویم قمری ده روز کمتر از تقویم شمسی داره، هر سه سال یه بار سال ش 13 ماه داره. ولی طبیعیه که توی این سه سال زمان بعضی از جشنای مهم مثل عید بهار یه کم جا به جا می شه.
واقعا هم از روزایی که تو ایران "بوی گل و سوسن و یاسمن" می اومد، زهر زمستون پکن کشیده شده و هوای بهاری احساس می شه. البته گاهی همراه بادای شدید که قراره یکی دو ماه دیگه توفان شن بیارن.
چینیا برای عیدای مختلف شون غذاها یا شیرینیای مخصوصی دارن. غذای مخصوص عید بهار هم جیائوزی هست. دلمه ای که پیرهنش از خمیر آرد برنجه و توشو از گوشت و سبزی پر می کنن. توی آب ریخته می شن و بعد از چند دقیقه که جوشیدن آماده می شن. دلمه به خاطر شکل هم اومده ش نماد اتحاد و گرد هم اومدن اعضای خونواده هم هست. این غذا در شمال چین بیشتر به عنوان غذای عید باب بوده. چون در شمال چین برنج کم تر بوده و یه زمانی جیائوزی غذای لوکسی محسوب می شده.
موضوع گرد هم بودن اعضای خونواده هم مخصوصا بعد از تاسیس چین نو که شمار زیادی از جمعیت کشور برای کار و خدمت و درس خوندن و غیره به مناطق مختلف جا به جا شده ن اهمیت بیشتری پیدا کرده.
بهترین فرصت برای کنار هم بودن خونواده سه هفته طلاییه که تعطیله. یکی از این سه هفته طلایی از اول اکتبر به مناسبت روز ملی شروع می شه. دومی هم همین عید بهاره که خیلی خیلی مهمه. سومی هم از اول ماه مه روز جهانی کارگر شروع می شه. امسال در همین روزای عید بهار 100 میلیون نفر ناقابل فقط با راه آهن تو چین جا به جا می شن.
رستورانا و غذا خوریا که طبق آماری که شنیده م تعدادشون توی پکن 45000 تاس، بانکا و بقیه جاهای عمومی و حتا روی در و دیوار بیرونی خونه ها و آپارتمانا نقشای ماهی و اژدها و گل و چیزای دیگه که با هنر کاغذبری چین درست شده ن، تزیین شده. به اینا فانوسا و گره های بزرگ نقش دار و خوشنویسیای واژه های نیک مثل سعادت، برکت، فراوانی، شادی و غیره رو هم اضافه کنین.
آتیش بازی یکی دیگه از مراسم حتمی شب سال نوی چینیه. از چند روز پیش سر و صدای ترقه و آتیش بازی تو همه جای شهر شنیده می شد و وقتی تو شهر راه می رفتی یا سوار دوچرخه بودی احساس می کردی تو "سره بره نیتسای" اون سالا هستی. شب سال نو آسمون پکن پر از گلای آتیش بود با سر و صدایی که شاید فقط با شب نوروز 2003 تو بغداد قابل مقایسه باشه. چند سال پیش به دلایل امنیتی و آسایشی فروش و ترکوندن ترقه تو پنج حلقه داخلی پکن ممنوع شده بود. امسال برای سال نو آزاد شد. غیر از اینا بعضی وقتا بالونای کوچیکی هم هستن که از طبقه های بالای ساختمونا با دم آتیش گرفته شون به پایین پرواز می کنن.
مامورای انتظامی هم تو گروه های چند نفری برای حفظ امنیت جشن توی شهر گشت می زنن.
مشکل جلو کشیدن ساعت توی ایران این بود که کارای واجب مردم با هم تداخل می کرد. می بینین که تو چین این اتفاق افتاده. چینیا که 4.5 ساعت از "ما" جلوترن شب جمعه شون افتاده شب یک شنبه و چارشنبه سوری شون هم با شب تحویل سال تداخل پیدا کرده.
امشب هم ترقه و آتیش بازی ادامه داره. اما نه به شدت دی شب. تا چند روز آینده هم سر و صداها ادامه پیدا می کنه.
خیلی از مردم روز اول سال نو رو می رن معبد و روی منقل بزرگ اشتراکی دسته دسته عود می سوزونن. من روز اول رو نرفتم. اینا رو از تلویزیون دیدم. اگه روزای بعد باشه می رم از نزدیک می بینم. رقص شیر و اژدها هم هست. اگه دیدم و تعریفی بود می نویسم.
عیدانه فراوان شد؛ تا باد چنین بادا
مهر باد!
