صندوق پستی شنوندگان اسم برنامه ایه در رادیو بین المللی چین که من نه تولیدش می کنم، نه اجراش می کنم و چون رادیو موج کوتاه ندارم و وقت کنجکاوی هم نداشته م، نه حتا می دونم کیا پخش می شه! گرچه اولین اجرایی که کردم همین برنامه بود که شاید صرفا برای آزمایش بود و روی آنتن نرفت. این برنامه رو خانم مالین تولید می کنه.
خوب حالا حتما باید جواب بدم چرا اینو نوشتم؟ خیلی ساده س. برای این که اگه تو گوگل جست و جو کردین، سایت رادیو بین المللی چین و وبلاگ من و شب های پکن یه جا بیاد که یه وقت فکر نکنین وبلاگم کم الکیه! تازه خیلی هم بی ربط نیست. تو این پست می خواستم به چند تا از دوستای خوبم که برام نظر گذاشته بودن، جواب بدم.
حسین عزیز! می دونستم که اگه اسم کسی یادم بره تو قسمت بدرقه بنویسم ممکنه ناراحت بشه. خیلی از دوستام مثل تو و کیان توی بدرقه ی من بودن و فقط هر کدوم به یه دلیل نتونستن به خود فرودگاه بیان. شاید اگه بدونی خودم به دلیل «کتاب خوندن» خیلی جاها نمی رفتم، خیالت راحت بشه! و مطمئن باش من مهربونیا و لطفاتو فراموش نکرده م و نمی کنم.
سحر عزیز! ممنون که وبلاگمو می خونی. تشبیه نوشته های من به واگویه های هولدن خیلی جالب بود. خودم به ش فکر نکرده بودم و بعد از نظر تو که دقت کردم بیشتر از نظرت خوشم اومد.
قاقالی لی عزیز! نظر لطفته که از وبلاگم خوشت اومده. باز هم سر بزن. من هم وبلاگت رو می خونم. گرچه همه ش رو نمی فهمم و تا سوء تفاهم پیش می رم.
فاطمه ی عزیز! بعد از اون جمله ای که در مورد نظرت نوشتم، دیگه خبری ازت نشده. وبلاگت رو هم آپ می کنی دیگه خبرم نمی کنی. کم کار هم شده ی. چی کارا می کنی؟ سرت خیلی شلوغه؟ به هر حال من به ت سر می زنم.
مهدی بوستانی و آقای حسینی عزیز! از این که نظرتون رو در مورد نوشته هام به صورت ای میل و آف برام فرستاده بودین ممنون. اگه همین جا هم نظر بذارین چه بهتر. کلاس من بالا می ره.
مهدی جان! حتما از پاراگراف اول این پستم جواب سوال توی ای میلت رو گرفته ی. من الان تو رادیو چین کار می کنم. از ای میل ات خیلی خوشحال شدم. باز هم به من سر بزن. پایان خدمت سربازی رو هم به خودت و همسرت تبریک می گم.
طلیعه عزیز! من حالم خوبه. فقط فرصت نمی کنم به روز شم. مشکل دیگه ای نیست. قبلا پرسیده بودی چینی چیزی یاد گرفته ام یا نه. آره یه کم یاد گرفته ام و اتفاقا یکی دیگه از دلایلی که وقت نمی کردم وبلاگ به روز کنم این بود که مشغول نوشتن یه کتاب هستم به نام «ساده، مثل چینی» !! این کتاب یه خود آموز زبان چینیه! اگه بیای این جا اون وقت منم که به ت می خندم.
نامیرا م عزیز! قلب من هم به لینک قلبت می نازه. منتظرم بیشتر و بیشتر از قصه های پایتخت بخونم. قصه هایی که یاد. قصه هایی که هست. قصه هایی که باد.
مهر باد
مجتبا پولو